دیوان سالاری از دیرباز امری ضروری برای اداره جوامع بوده و همیشه باعث محرومیت گروه کثیری از مردم از حقوق خود، ایجاد طبقات ممتاز، بروز فساد و ویژه خواری، توزیع امکانات و امتیازات به صورت نامتوازن و نیز ایجاد و افزایش فاصله طبقاتی شده است. به بیان دیگر، دیوان سالاری به خودی خود تمرکز، تکاثر و انحصار قدرت به وجود می آورد. در بسیاری از حکومتها، اعتراضات، شورش ها و حرکت های براندازانه بیش از آنکه متوجه ساختار سیاسی و تفکر و فلسفه سیاسی حکومت باشد ناظر به رفتار دستگاه دیوانی و کارگزاران است. تعبیر حضرت رسول اکرم (ص) «الملک یبقى مع الکفر ولا یبقى مع الظلم» نیز این مفهوم را متذکر می شود. زیرا ثبات سیاسی و اجرایی و تداوم نظام سیاسی مرتبط با تلقی شهروندان از حاکمان و میزان رضایتمندی و احساس خوشبختی یا حداقل عدم آزردگی روحی آنان از حکومت است.